گروه فرهنگی
سراج24 - زینب صناعی| همین که پا به صحن حضور و رواق دیدارش میگذاری، نسیم مهر به پیشوازت میآید و جان و دلت را گرم در آغوش میگیرد؛ خستگی راه را از جانت میشوید و حیاتی نو به تو میبخشد؛ در آنجا جمعیتی فشرده را میبینی که گرد ضریحی مقدس پروانهوار میچرخند و هرکس آرزویی در سینه دارد که با تمام وجود بر زبان میآورد؛ حضرت رضا (ع) زود راضی میشود؛ حتی اگر نیازت را بر زبان نیاوری و فقط در دل سرگرم آن باشی، خواستهات را میداند و برآورده می کند.
امام رضا (ع) هنگامی که به سناباد طوس رسید، داخل قبهای شد که قبر هارون در آنجا بود و در پیش قبر او خطی کشیده و فرمود: «این تربت من است. حق تعالی این مکان را محل ورود شیعیان و دوستان من خواهد کرد. به خدا سوگند، هرکه از ایشان مرا در این مکان زیارت کند، البته خداوند رحمت خود را به شفاعت ما اهلبیت برای او واجب کند» پس رو به قبله کرده و چند رکعت نماز خواند.
ولایت عهدی
حضرت رضا (ع) وقتی وارد مرو شدند، مأمون را ملاقات کرده و وی به ظاهر آن حضرت را تعظیم و تکریم بسیار کرد و گفت، «ای پسر پیامبر! من علم و عبادت تو را دانستم و تو را از خود به خلافت سزاوارتر یافتم» که آن حضرت فرمود «من به بندگی خدا فخر میکنم و به زهد دنیا امید نجات از شرور آن دارم».
مأمون در ادامه گفت، «اراده کردهام خود را از خلافت عزل کنم و امامت را به تو گذارم و با تو بیعت کنم» که حضرت فرمودند «اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده است، جایز نیست آن را به دیگری بخشی و اگر از آن تو نیست، پس به دیگری واگذار».
امام رضا(ع) پس از آنکه ولایتعهدی مأمون را به اجبار پذیرفت، دست به سوی آسمان برداشت و فرمود، «خداوندا! میدانی که من به ضرورت، ولایت عهدی را پذیرفتم پس مرا مؤاخذه نکن چنان که دو بنده خود، حضرت یوسف و دانیال را مواخذه نکردی، هنگامی که ولایت را از جانب پادشاه زمان خود پذیرفتند. خداوندا! مرا توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبرت را زنده کنم».
بهترین و بدترین نوع زندگی از دیدگاه امام رضا(ع)
حجتالاسلام علی موسوی پژوهشگر دینی گفت: امام رضا (ع) همچون پدر و اجداد پاکش قبل از هر چیز بنده خالص خدا بود و در پرتو همین بندگی به ارزشهای والای انسانی و مقامهای بلند معنوی دست یافت؛ زهد و عبادت، راز و نیاز و مناجات و سجدههای طولانی ایشان، نشان میداد که دلداده خداست و رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاک خدا دارد.
این کارشناس مسائل دینی افزود: تواضع و فروتنی از صفات زیبای انسانی است و حضرت رضا (ع) که در تمام سجایای اخلاقی و فضایل نفسانی نمونه و سرمشق دیگران بود در این خصلت نیکو نیز گوی سبقت را در عصر خود از همگان ربود.
وی عنوان کرد: علی بن شعیب میگوید، روزی خدمت امام رضا (ع) رسیدم و امام فرمودند: «ای پسر شعیب! به نظر تو زندگی چه کسی از همه مردم گواراتر است؟» گفتم یابن رسول الله، شما در این باره از همه داناترید. آنگاه امام فرمودند، «کسی که مردم از زندگی او بهرهمند گردند و خیرش به دیگران برسد.» وی ادامه داد: امام سپس فرمود، «چه کسی زندگیاش از همه نکبتبارتر است؟» گفتم، باز هم در این مورد شما از همه عالمترید؛ حضرت فرمودند: «کسی که مردم از زندگی او خیری نبینند».
نشانه های مومن چیست؟
این پژوهشگر دینی اظهارداشت: امام رضا (ع) در مدینه و در حوزه درسی خود شاگردان بسیاری را جمع کرده و به تربیت آنها مشغول بود. شاگردانی که به گرد شمع وجود آن بزرگوار اجتماع میکردند و از علوم آن حضرت بهرهمند میشدند؛ یکی از شاگردان آن حضرت، زکریا بن آدم است که نمایندگی امام (ع) را در قم عهدهدار بود و امام رضا (ع) در نامهای به او مینویسد: خداوند به سبب وجود تو بلا را از شهر قم دور میسازد، چنان که بلا را به علت وجود امام کاظم (ع) از مردم بغداد برطرف میکند.
حجت الاسلام والمسلمین موسوی ادامه داد: یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، حسن بن محبوب و علی بن میثم از برجستهترین شاگردان امام رضا (ع) بودند.
وی با اشاره به اینکه امام رضا (ع) نشانههای مؤمن را در سه خصلت میداند، گفت: اگر این سه صفت در کسی جمع باشد، او مؤمن واقعی است، والا فقط نامی از مؤمن دارد.
این محقق دینی تصریح کرد: امام رضا (ع) میفرمایند «مؤمن، مؤمن نمیشود؛ مگر اینکه سه خصلت در او باشد، سنتی از پروردگارش، خصلتی از پیامبرش و صفتی از ولی و امامش، اما آن صفتی که از پروردگار در اوست، پردهپوشی اسرار دیگران است؛ خصلتی که از پیامبر (ص) در اوست، مدارا کردن با مردمان است و آنچه که سنت ولی خداست، صبر کردن بر سختیها و بلایاست».
پیام امام رضا(ع)
محدث قمی رحمةالله از حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) روایت میکند که امام هشتم علی بن موسیالرضا (ع) فرمود، «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو وسوسههای شیطانی را به خود راه ندهند و در زندگی راستگو و امانتدار باشند، راجع به چیزهایی که برایشان فایدهای ندارد، سکوت کنند و جدال نکنند؛ با یکدیگر رفت و آمد نمایند زیرا این عمل موجب تقرب به من میشود، حیثیت و آبروی خود را از بین نبرند که هرکس آبروی کسی را بریزد و از این راه یکی از دوستان مرا به غضب آورد، دعا میکنم که خدا او را در دنیا و آخرت به عذاب دچار سازد و در آخرت از زیان کاران به شمار آید».